محمدتقى نورى
109
اشرف التواريخ ( فارسي )
رمضان المبارك ، « 1 » درهاى صحن مقدّس « 2 » را بسته و همگى « 3 » با تفنگ و يراق رفته ، در پشتبام مسجد جامع و صحن مقدّس نشسته ، به انقلاب و آشوب پردازند ، شايد فتنهء عظيمه از ميان برود . « 4 » خلاصه بنابراساس تمهيدى كه فى ما بين اشخاص شهرى و سپاهيان ممهّد شده بود ، همگى مترصّد وقت و امناى دولت را نيز از كميّت و كيفيّت كار آگاه ساخته ، از طرفين در كمين فرصت و مستعد « 5 » كار بودند و امناى دولت حقيقت احوال « 6 » را بر پيشگاه اجلال شهزادهء بلنداقبال عرضه داشتند « 7 » . ازين جانب نيز رخصت حاصل ، بلكه ترغيب در حصول مطلب منظوره به عمل آورده ، منتظر فتوحات غيبى بودند . « 8 » نادر ميرزا درين بين به تدريج در مقام دلجويى بعضى از آنها درآمده ، اكثرى از اعمال خود نادم و در طريق اخلاص نادر ميرزا جازم شده ، چون زمان وعده طولى داشت به مدلول « كل سر جاوز الاثنين شاع » ( 86 ) اين راز پوشيده « 9 » در زبانها افتاده ، آقا ميرزاى كلانتر كه قوم و قبيلهء او تمام « 10 » در بيرون بودند و مظنّهء كلى داشت كه از جانب نادر ميرزا ضررهاى فاحش به او برسد ، « 11 » با معدودى از اعوان و انصار خود ، در عين ظهر از نادر ميرزا روگردان و مرحلهپيماى وادى گريز شده ، از بارهء « 12 » حصار شهر خود را بالا كشيده و چندى از مردان كارآمد خود را نيز به همراهى « 13 » آورده با ريسمان همّت از آنطرف به پايين آمده « 14 » جان را به تك و دو از آن غرقاب بلا بيرون برده به ساحل نجات كشيده ، « 15 » نادر ميرزا از رفتن او مستحضر و « 16 » جمعى را به گرفتن او مأمور
--> ( 1 ) . مج : « المبارك » ندارد . ( 2 ) . مج : « مقدس » ندارد . ( 3 ) . مج : هركس . ( 4 ) . مج : بلكه فتنه يك طرف بشود . ( 5 ) . مج : اشخاص مزبور و شهرى ممهد شده بود همگى مترصد وقت و امناى دولت را نيز از كميت و كيفيت توريه آگاه ساخته ، از طرفين در كمين فرصت و . ( 6 ) . مج : حال . ( 7 ) . مج : عرضه داشت نمودند . ( 8 ) . مج : بودهاند . ( 9 ) . مج : اين توريه . ( 10 ) . مج : بالمرّه . ( 11 ) . مج : عايد او بشود . ( 12 ) . مج : بدنه . ( 13 ) . ملك : مردان كار خود را به همراهى نيز . ( 14 ) . مج : با ريسمان همت چندى از مردان كارآمد خود از آنطرف قلعه به پايين آمده . ( 15 ) . مج : كشيد . ( 16 ) . مج : خبردار شده .